با خود می اندیشم که بصیرت در عزای امام حسین (ع) یعنی چه؟ عزا گریه است و مصیبت جگرسوز آنهم اگر از آنِ خاندان رسول خدا(ص) باشد. اما آیا حسین (ع) نیازمند گریه های ماست؟ آیا او خدای ناکرده محتاج به ناله و یاد ماست؟ حسینی که عرش و عرش نشینان بیش از فرش نشینان عالمِ فنا میشناسندش و ملائکه مقرب برای مصیبت اش اشک میریزند چه نیازی به چند قطره اشک من و تو دارد؟ آری اینچنین است اما راز این همه توصیه به گریه و عزاداری و روضه امام مظلوم (ع) چیست؟

 به گمان حقیر راز این مساله با راز دستور الهی مبنی بر محبت اهل بیت(ع) عجین است و با اندک تاملی میتوان به راز هر دو پی برد. می خواهم سوالات گذشته را به شکلی دیگر مطرح کنم که آیا مزد خواستن نبی مکرم اسلام در ازای زحماتی که در نبوتش کشیده است برای شخص او مطلوب است و فایده ای دنیوی میتواند داشته باشد؟ راز این فرمان الهی در قرآن چه میتواند باشد؟ چرا باید خداوند در قرآن از ما در ازای نبوت ایشان مزد رسالت مطالبه کند و آن را هم محبت به خاندان مکرم ایشان قرار دهد جایی که میفرماید:"...قُل لَّا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى ..." آری به راستی راز این فرمان الهی آنهم به رسول مکرممان چه میتواند باشد؟ شاید با اندکی تامل و البته با کمک گرفتن از گنجینه ادعیه گرانقدر شیعه از قبیل دعای ندبه بشود به راز این امر از خود قرآن پی برد جاییکه میفرماید:"قُلْ مَا سَأَلْتُکُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ " آری به راستی این کلید رمز است نبی ما نیازی به مزد از بندگان خدا ندارد و آن مزد چیزی نیست جز برای خودِ بندگان و این امر را نیز باز خود قرآن رمزگشایی میکند که "قُلْ مَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَاء أَن یَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا ". آری پس این محبت اهل بیت که خداوند در قرآن از ما بعنوان مزد رسالت پیامبر خواسته است چیزی نیست جز کلید طلایی رستگاری و فلاح. و امری نیست که در یک محبت ظاهری خلاصه شود زیرا خدا میخواهد با این محبت ما را در راه خود قرار دهد و ما را به راه راست برساند و این همان جملات گهرباریست که در دعای ندبه با این فراز کامل میشود: "فَکانُوا هُمُ السَّبیلَ اِلَیکَ وَ المَسلَکَ اِلی رِضوانِکَ"، پس اطاعت است عصاره محبت و شیعه بودن با اطاعت از خاندان رسول مکرم(ص) عجین است. همانگونه که در قرآن نیز بین محبت و تبعیت رابطه معنا داری وجود دارد(بعنوان نمونه میشود به رابطه محبت الهی و تبعیت از رسول مکرم اسلام که در آیه ۳۱ سوره آل عمران آمده است اشاره کرد). آری این شیعه بودن با هدایت عجین است و رمز آن محبت است. 

همانطور که محبت به اهل بیت پیامبر(ص) نیاز ماست نه احتیاج ایشان و هدایت در پس آن قرار دارد، گریه بر امام مظلوم مان نیز رمزی مشابه دارد رمزی که در سخن گوهربار معصوم(ع) نهفته است آنجائیکه که حسین (ع) را مصباح الهدی و سفینه النجاه میداند و این کشتی را سریعترین می نامند. پس گریه به حسین (ع) بیدارگر است. آری اگر گریه ای مرا بیدار نکرد، گریه نیست! آری اگر گریه کردی و هنوز رفتارت قرآنی نشده بود مسافر کشتی نجات نشده ای! اگر گریه کردی و هنوز گناه میکنی پیاده ای! اگر گریه کردی و نمازت نماز نبود یک جای کار می لنگد! اما از همه اینها مهم تر اینکه اگر گریه کردی و هنوز ولایت ولی ات را گردن ننهاده بودی! کوفی ای هستی که خودت اجتهاد کرده ای! و اجتهاد در محضر امام برابر است با هلاکت در قعر جهنم! میشوی شمر و حرمله! میروی به راهی که آنان رفتند و برای خودت توجیه ها میتراشی! اگر از عاشورا عبرت نگیریم خدای ناکرده شیعیانی میشویم که برای حسین(ع) نامه مینویسیم و در زبان دوستش داریم اما وقتش که رسید در خوشبینانه ترین حالت اگر در برابرش هم نباشیم به قتل اش با سکوتمان رضایت داده ایم و تاریخ برایمان لعنت خواهد فرستاد. به قول شهید آوینی هرکسی شب عاشورایی دارد که باید انتخاب کند که با حسین بماند و یا با یزید باشد و به نظر نگارنده باید قبل از آن شب از خدا بصیرت بگیریم. شاه کلید قیام حسین(ع) را از دل درسهای عاشورا باید بیرون کشید این میشود گریه با بصیرت.

حسینی باشید و تسلیم ولی خدا.

 

برگرفته از وبلاگ بیان